چه سلامی جه علیکی بهار اومد که اومد چرا سرده آفتاب کو؟ داره از دیار باقی مسیج میده آفتاب نیست خسته ام دیگه چی میخوای اینم منم وحید همون بنده ای که آفریدی آخه اگه نمیخواستیش جرا نطفه کردی تو کمر باباش تا زرداب بشه تو رحم مادرش چرا؟ چرا؟ خجالت نمیکشی با این آفریدنت؟ از تو از دنیات از همه چیزت متنفرم از بهارت از زمستونت از همه فصلهات متنفرم از خودتم که خدامی ............... نه از زندگی که ساختی برام متنفرم از همه چی متنفرم چه دوست داشتنی آفریدی به خودت قسم ریدی متنفرم چه امیدی چه فردایی خداحافظی کدومه وقتی هوا سرده و آفتابی نیست.

+
نوشته شده در ساعت 1:3  توسط <وحید زرکوب(مصباح)>
بهار با همه زیبایی چیزی جز سردی و بی آلایشی برایم نیست
دلهایتان را خوش کنید به
بهار سبز الکی
+
نوشته شده در ساعت 16:18  توسط <وحید زرکوب(مصباح)>
|