سلام و درود بیکران بر شما یاران دوست داشتنی وبلاگ تمنای شیرین گناه
بعد از مدتی توفیقی شد که باز برای مرگ نوشته هایم بنویسم اما زمانی که
شروع به نوشتن کردم نازنین عاشقی روی پایم نشست و دستان کوچک خود را
روی شانه ام گذاشت آنوقت فهمیدم که به اندازه همه بهشت خدا آغوشش برایم
جا داره ....
راستی برف زیبایی اومده و شهر و قشنگ کرده اما این همه تبلیغات
دروغ روی در و دیوار شهر هیچ تکونی که نخورده هیچ تازشم بیشتر
تو چشم میزنه و در آخر دوست داشتن گناه نیست و عاشقانه زیستن
کبوتران عاشق را خراب نکنیم.
دوست دارم دستم میشکست .
وحید زرکوب (مصباح)