تبليغاتX
تمنای شیرین گناه
مرگ نوشته های وحید زرکوب (مصباح)

یا هو

سلام رفقا

اعصابم خرابه بدجور نه به خاطر دیر شدن سفرم

بلکه به خاطر ترس از سفرم ولی اخرش سفرم میرسه

........     .......      .......

من به درد کجای این سیرک شبونه تو میخورم کثافت؟

کی حالت خوبه هان؟

کی؟

کی دوباره شعر مینویسی ؟

شعرهات کو؟

تو مهارت پیدا کردی تو دروغ گفتن به خودت

تو تظاهر از پول بالا آوردن

وای به حالی که داشتنت بشه اجرای حس

وای به حالی که داشتنت بشه نمایش

خدا نکنه تو از اون غماش باشی

عشق که به آدم ذلت نمیده و چرت نمیده عین معتادا

عشق پر از غروره

مگه اونای دیگه بلد نیستند؟

عشق که شغل شاعر نیست

مهارت پیدا کردم ماسک بزنم زشت بشم

یه کس دیگه

یه چیز دیگه

مثل یه جغد

نیگا کن اینطوری.

      تا طلوع

 وحید زرکوب مصباح

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:37  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

هو

توطئه ای که آدم باسه خودش میکنه یعنی اعتیاد

اینگار تو خواب دشنه بخوری بمیری

از خواب مرده بپری ببینی تو رختخوابت پر خونه

قلبت کنارت جدا از تو عین یه تیکه پلاستیک

بی خون سربه سرت میزاره این اعتیاده

فارسی را خوب حرف بزنی

تو دهنت سرنگ باشه

این اعتیاده...

این اعتیاده

 تا طلوع

وحیدزرکوب مصباح

+ نوشته شده در  ساعت 22:5  توسط <وحید زرکوب(مصباح)>  | 

وحید در حافظیه شیرتز

+ نوشته شده در  ساعت 15:6  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

هو

خوش دارم كه كوله‏بار هستي خود را كه از غم و درد انباشته است

 بر دوش بگيرم، و عصازنان به سوي صحراي عدم رهسپار شوم.

خوش دارم از همه‏چيز و همه‏كس ببرم و جز خدا انيسي و همراهي

نداشته باشم.

خوش دارم كه زمين زيراندازم و آسمان بلند رواندازم باشد و از همه

 زندگي و تعلقات آن آزاد گردم.

           تاطلوع

 وحیدزرکوب(مصباح)

+ نوشته شده در  ساعت 1:0  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

هو

آدم پولدار که پول نمیشماره

آدم پولدار عدد داره

شماره داره

پولدارا فوق تخصص دارند تو صفر شناسی

صفر کنار عدد

زیبا شناختی صفر

پولشمردن مال دلالاست

تو جیبشون پر اسکناسه

واااااای

 تا طلوع

                 وحیدزرکوب - مصباح

+ نوشته شده در  ساعت 17:39  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

           هو

چرا طلا نه؟

همه طلا را دوست دارند فلز آخر

فلزی که مال اساطیر قبل از آدمه

فلز قصه

همه چی یعنی طلا

ساعت طلا- کلید طلایی شهر- طلا دوست

طلا کار- طلا باف - طلا کوب

طلای دست افشار- طلای جعفری

طلای سرخ

اما سر راست همه از این یکی میترسند

مرگ

مرگم که فقط مرگ نقره ای

تیغ- چاقو-ساتور!

راستی سیم خاردار چه رنگیه؟

 تا طلوع

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:40  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

هو

ﻗﺼﺎﺑﺎﻥ
ﮔﻠﻮﻯ ﻭﺍﭘﺴﻴﻦْ ﮔﻞ ﺭﺍ ﻣﻰبُرﻧﺪ
ﭘﺪﺭ، ﻣﻰﺷﻮﻳﺪﻡ،
ﻛﻔﻨﻢ ﻣﻰﻛﻨﺪ ﻭ
ﺑﻪ ﺟﻮﺧﻪﻯ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻰﺩﻫﺪ.
*
ﺧﻮﺷﻪﻯ ﺍﻧﮕﻮﺭ
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺮﺧﺎﻙ ﻭ ﺣﺒﻪﻫﺎﻯ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ
ﺑﻪ ﻫﺮﺳﻮﻯ ﻣﻰﻏﻠﺘﻨﺪ

  وحید زرکوب(مصباح)

 تا طلوع

+ نوشته شده در  ساعت 14:22  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

هو

www.mesbah.blogfa.com

 فصل بهار است

دلم مانند پاییز گرفته

 وحیدزرکوب مصباح

   تا طلوع

+ نوشته شده در  ساعت 12:4  توسط <وحید زرکوب(مصباح)> 

هو

مرا
در پناهت گير
دلم
در آغوشت مؤمنانه زوزه مي كشد .

وحید زرکوب (مصباح)

به درخواست دوستان این عکس را گذاشتم منو ببینید حالی ببرید

تا طلوع

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:27  توسط <وحید زرکوب(مصباح)>