سلام بر خوانندگان تمنای شیرین گناه
راستش را بخواهید زمانه دل و دماغ خیلی چیزها را از من گرفته، یکی اش انتشار شعر است.
حالا خیلی وقت است که یاد گرفته ام توی تنهایی خودم بشینم و اگر سطری هست یا شعری
فقط برای سرگرم کردن خودم باشه تا انتشارش برای سرگرم شدن بعضیها.
اینم تقدیم به همراهانم:
اگر در خود چاهي كنده باشي
به قدر چاه هاروت
آنوقت مي فهمي كه براي يوسف شدن
در اين پيراهن هاي دريده
حتی در سرزمین مادریت هم
بايد گرگ بود
عزیزان تا طلوع