تبليغاتX
تمنای شیرین گناه
مرگ نوشته های وحید زرکوب (مصباح)
سلام و درود بر شما یاران قدیمی و همراهان جدید میلاد پر فیض و برکت یگانه مرد عالم حضرت علی (ع)

را به همه کسانی که به این وبلاگ آمدند تبریک میگم و امیدوارم زیر سایهْ پرمهرش شاد باشند.

..............>>>>>>>>>>>......

دوستت داشتم

به باور رسیدم دوستت دارم

چون بارها این جمله را به من میگفتی

و من به تابعیّت از تو تکرار میکردم

تا باورم شود هر دو همدیگر را دوست داریم

اما تکرار دوست داشتنهای ما گناه بود

گناهی شیرین

با تمنایی شیرین تر

رفتی خدا به همرات هرجا هستی تمنای گناهی که با هم داشتیم

رفیق راهت باد

تنها دعایم برایت همین است .

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:12  توسط <وحید زرکوب(مصباح)>  | 

با سلام و درود فراوان بر شما یاران دیده و ندیده .

همانطور که قبلاً گفته شد پنجشنبه این هفته که گذشت یک قرار وبلاگی در پارک دانشجو داشتیم .

تعدادی از دوستان از قبل گفتند نمی آیند و تعدادی هم که قول آمدن داده بودند بعداً نیامدند.

باری به هر جهت این اتفاق افتاد و با تعدادی از دوستان در پارک دانشجو گرد هم آمدیم و در مورد چشم چپ سگ از آثار حسین پناهی عزیز به گفتگو نشستیم نکته جالب این بود که به طور اتفاقی شاعر شعر بی سرزمین تر از باد که همانا یغما گلرویی باشد به اتفاق دوستانش آن حوالی بودند و به ما اضافه شدند و عجب اینکه به این خاطر جمع ۱۲ نفره ما به ۴۰ یا ۵۰ نفر افزایش یافت که بسی باعث خوشحالی من بود از قرار شماره یغمای عزیز را گرفتم بلکه در برنامه های آتی باز هم بپذیرد که در کنارش باشیم .

جای تمام شما دوستان خالی بود و همینجا آرزو میکنم در قرار وبلاگی دیگر همدیگر را ببینیم.

............................................

فقط زمانی که در آغوشم بودی خدای تو بودم

فقط زمانی  که در آغوشم بودی همه دنیایت بودم

اما حالا که خدایی دیگر و دنیایی دیگر را در آغوش گرفته ای

احساس میکنم که تمنای تو یک گناه آلوده شیرین برای هر دویمان بوده.

 وحید (مصباح)

+ نوشته شده در  ساعت 8:15  توسط <وحید زرکوب(مصباح)>